خرید بک لینک
فصل مورد علاقه دو تاییمون بود زمستونو دارم میگمشاید عاشق برفش بودیم قرار گذاشتیم اولین برف که اومددلامون بزنیم به تن خیابونو انقد بریم که با برف رو موهامونپیریمونم تجسم کنیمصدای خنده هامون گوش خیابون کر کنیمانوقتی که قرار بود من موهاتو شونه کنمانوقتی که قرار بود عطر موهای سپیدت من سرمست کنه...........اما خب حواسمون

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: شنبه 12 آبان 1397 ساعت: 20:05

خوب شد که نماندی و رفتی

حال این روزهایم اصلا دیدن ندارد
این روزها بیشتر از هر چیزی خسته ام
این روزهایی که نبودی هر روزش یکسال مرا پیر کرد
شده ام پیرمردی که در نبودنت با مرگ دست و پنجه نرم می کند
خوب شد که نماندی و ندیدی کسی که عاشقت بود
در نبودنت مثل شمع آب می شود و می سوزد
هر چه باشد سخت است معشوقت
جلوی چشمانت آب شود و کاری از دستت بر نیاید....
#نفس

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: شنبه 12 آبان 1397 ساعت: 20:05

باید کوچ کن از دیارت
قلبت دیگر جای ماندن نیست
هیچ وقت از جاهای شلوغ خوشم نمی آمد
تمام رویاهایم را در یک لحظه نابود کردی

آن هم رویاهایی که نفس می بخشید به زندگی هر دویمان
بس است!!
طاقت ندارم بببینم رویاهایمان را با دیگری رقم می زنی
باید رفت

#نفس

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: شنبه 12 آبان 1397 ساعت: 20:05

رابطه هامان به ماه گرد و روزگرد رسیده!! می دانی چرا؟!جوابش واضح است چون به سال نرسیده با آدم جدید وارد رابطه شده ایم و فاتحه آدم قبلی را خوانده ایمالبته این حالت خوب ماجراست بعضی ها که همزمان با چند نفر وارد رابطه به اصطلاح عاشقانه می شونداینکه چطور می شود با چند نفر بود به کنار...چطور رویتان می شود امروز دوستت دار

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: شنبه 12 آبان 1397 ساعت: 20:05

واسه پسرا بعد عشق اول هیچی چیزی وجود نداره...نه دوست داشتنینه علاقه ای نه حتی حسیهیچ چیزی تنها شاید ذهنشون خاطره ها رو مرور کنهاما دخترا عاشقیشون کلا تکاملیهمیدونید یعنی چی؟؟یعنی تو یکی رو میبینی که فکر میکنی بهترینهچون اون موقع اون از نظرت بهترین بودهبعدا ولی بهترین از نظرت عوض میشهتو در نهایت عاشق یکی میشی که ایده

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: شنبه 12 آبان 1397 ساعت: 20:05

تو جمع که نشستمهمیشه لبخند می زنمدلیلیم ندارم واسش مثل دیوونه هانمی فهمم کی چی میگه ها؟!!اما می خندمفقط می خوام یه وقت کسی نپرسه چته!!نپرسه کشتیات غرق شدند!!فکرش و نکن یا خودش میاد یا زبانم لال...دوست ندارم بشنوم این جملاتی که همیشه بزرگترها میگنآخه شما چه می دونید وقتی افکار هجوم می آورند یعنی چه...وقتی بغض گلوتو ف

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: شنبه 12 آبان 1397 ساعت: 20:05

من آدم یه راه و دوبار رفتن نیستم حالا این راه هر چیزی می تونه باشهچه راهی که به جاده شمال میرسهیا راهی که به یه اشتباه ختم میشهیا راهی که به تو میرسهیا هزار تا راه دیگهحتی همیشه از اینکه سر کلاسی بشینم که تکراری باشه متنفرمنمیگم تا حالا ننشستم سر کلاس تکراری یا هیچ اشتباهی رو دو بار انجام ندادماما هیچ وقت نفهمیدم ب

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: شنبه 12 آبان 1397 ساعت: 20:05

می خواهید بروید

حرفی نیست
نه این که حرفی نباشد
اتفاقا دل مان می خواهد بگوییم
تو را به جان عزیزتان بمانید
فریاد بزنیم بی شما مرگ دلمان حتمی است
ولی...
بغض لال مان می کند
لااقل خواستید بروید
یک لطفی کنید جواب همه آن هایی را که با هم بودنمان را باهاشون به اشتراک می گذاشتید را هم بدهید
بخدا بعد از شما دیگر توان چراها و اماها و ای کاش ها را نداریم
باور کنید تیکه هایشان از پا در می آوردمان...
#نفس

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: شنبه 12 آبان 1397 ساعت: 20:05

دیشب خوابش را دیدمبار اولم نبود که قلبم از جایش کنده می شدزیاد پیش می آمد که سکته ناقص را رد می کردماما ایندفعه فرق داشت با همه دفعه های پیشتا به حال در خواب مرده اید؟!!اولین باری که به خوابم آمد را هیچ وقت یادم نمی روددر همان روزهای گرم تابستان بودکه درتب و تاب عاشقی بودیمهمان وقت هایی که بدون هم نمی توانستیم!!!هنو

برچسب: نویسنده: ایلیا زارعی تاريخ: شنبه 12 آبان 1397 ساعت: 20:05

صفحه بندی